صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
![]() می نویسم برای همه آنهایی که لبخند را تجربه نکردند: تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آن ها را راندند . تقدیم به اشک های که غرورشان شکست و تقدیم به عهد هایی که کسی آنها را نبست . مشخصات من : نام : سعید شهرت : coolboy جرم : عاشقی شماره زندانی : 850928 عکس : (-_-) اثر انگشت : @5ںœ» ظرفیت : شارژش تمام شده میزان تحصیلات : رفوزه بابات برات می گوزه !!!! سن : 30 سال 12 تا کم کن : بیوگرافی :: من کامران 24 سالمه کارشناسی ارشد مهندسی برق از دانشگاه مشهد ساکن رشت نه نه نه این بیوگرافی پسر همسایمونه ببخشید من سعید 18 سالمه پیش دانشگاهی ام رشته ریاضی و فیزیک از بچگیم هر چی میدیدم که بقیه دارن من ندارم حسودیم می شد واسه همین سعی کردم همه چی رو بدست بیارم ids : boy_only_for_her_2006 dead_poet_jeghele leader_of_d3vil
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
جستجو
پيوندها
وبلاگ ديگر
So beautifu محمد و عشقش الهه وخداوندعشق را آفرید؟... عشق ومستی یلدا خلوت الهام خانم آبجی نیلو حمید و سارا وبلاگ دیگه گل آفتابگردون شادی جون (دخترونه ) ای یار من آبی آرام بلند djeagle قالب برا میهن بلاگ عشق به بچه های خوزستان دانلود جديد ترين موزيك ها عشقولي لحظه دیدار نزدیک است عاشق تنها سايت بچه هاي گلسار سايت رپ ايراني شاهين ارواح ورود به شرط بلوغ سايت دوستيابي علی فرمت ایرانسل سايت موبايل ايرانيان وبلاگ ديگر :: قالب ساز :: پيوندهاي روزانه
http://www.sms2him.com
قالب های رایگان فیلتر شکن 4 فیلتر شکن 3 فیلتر شکن از این بهتر فیلتر شکن 2 فیلتر شکن تمام پيوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
بیا که قلبم محتاج توست
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است ... تقدیم به ...
چند گاهی است که با تو آشنا شدم و آن لحظه بود که عشق گمشدة خود را یافتم و آن دم بود که باران عشق برایم معنای دیگری پیدا کرد ، شاید تو همان عشق کودکی باشی که در سبزینة خاطراتم نهفته بودی شاید هم آن سیب سرخ اکنون رنگین کمان هفت رنگ برایم هفتاد رنگ دارد و شاید هم به همین سادگی ، از پس تاریکی ها بیرون آمدم . و این آرامشی بود در میان غوغا ، شاید تو یکی از خاطرات شیرین نه آن ستارة یلدا باشی یا آن آرزوهای گمشده ، تو آن عشق ابدی هستی که در خانة امید دلم جا باز کردی ، می دانم که با تو می توان نیمة تاریک یک سرنوشت را روشن دید و تو به من فهماندی که تعبیر یک رویا در دست سرنوشت است و آن زمان بود که دیگر سایه های برایم معنایی نداشت و جای آن ، حقایق شیرین برایم بهترین معنا بود . تو به من آموختی که در آینه شکسته ام می توان نگاهی به آینه داشت . همیشه فکر می کردم که خانة عشق در دشت آرزوهاست اما تو گفتی که بوی خوش زندگی در رویای واقعی است و این را یقین دارم که تو برایم تولدی دیگر بودی . نیمة تاریک یک زندگی ، با تو سفری داشتم به رویا .... تو هر روز برایم سبز تر می شوی و خواهی بود . بیتوته ای زیر پلک چشمانت بنا کرده ام و با مردمان چشمت به زندگی نشسته ام پس هیچگاه چشمانت را به گریه وا مدار زیرا در یک چشم بر هم زدن سقف آرزو ها بر سرم آوار خواهد شد ... |+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت 19:8
|