تبليغاتX
بیا که قلبم محتاج توست
بیا که قلبم محتاج توست
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است ...
آخرین پست 1385 /سال نو مبارک
 

bofmens

.

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر سفر نکنی،

اگر چیزی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

به آرامی آغاز به مردن میکنی،

زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن میکنی،

اگر برده عادات خود شوی،

اگر همیشه از یک راه تکرای بروی...

اگر روزمرگی را تغییر ندهی،

اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش ،

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند

و ضربان قلبت را تندتر می کنند،

دوری کنی ... 

تو به ارامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی،آنرا عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یکبار در تمام زندگیت،

ورای مصلحت اندیشی بروی... 

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری بکن!

نگذار که به آرامی بمیری...

شادی را فراموش نکن!

بوی عید ...

یادش بخیر قدیما                                             یادش بخیر گذشته

یادم میاد بهار که می شد                                 دلا تو سینه آب می شد

یادم میاد عید که می شد                                 تنگا پر از ماهی می شد

فرشا تو حیاط که پهن می شد                           پاهام باهاش کفی می شد

دستام که بوی آب میداد                                   خونمون بوی گلاب میداد

بادم میاد که پارو                                             همیشه تو دست من بود

یادم میاد که گلدون                                          همیشه یار من بود

سیب و سرکه و سمنو                                      کنارش یه آینه یه شمعدون

تنگ ماهی تو دستم                                        کنار سفره می شستم

منتظر سال تحویل                                           دعای سال تحویل

آخ که چه لذتی داشت                                      پای سفره ی هفت سین

اول سینش سلامتی                                        دوم سینش سعادتی

دعا که سین نمی خواد                                     الف و شین نمی خواد

یه دل می خواد که صاف باشه                             ساده و پاک مثل اب باشه

اینم که شد همش سین                                   خب اینم شد یه هفت سین

آخ یادمه سیزده به در                                        بازی تو دشت و چمن

توپ بادی یادش بخیر                                         بادکنکا یادش بخیر

مهم نیست که عید باشه                                  مهم نیست که عیدی باشه

مهم اینه که پاک باشی                                     ساده و صاف ، ذلال باشی

عیدی من برای من                                           شعری بود از مداد من

تا فرصتی دیگر که این غریب و نآآشنا قلم خود را در جوهردان صداقت کند و مطلبی درج کند، که زمان آن ناآشناست،شما را به تنها یار همیشه همراه میسپارم.بدرود.

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 ساعت 18:32 |

پستی فوقالعاده/فیلم 300/گرد آورنده :سعید devil
 

سلام به تمامی مخاطبان ،تعجب نکنید ،قرار نبود مطلبی درج کنم اما با اکران فیلم 300،تصمیم گرفتم تا مطلبی درج کنم ،در این فیم سرتاسر دروغ که ایرانیان را قومی وحشی و.. معرفی میکند.اما فرهنگ و تمدن ایرانی چیز دیگری است،تمدنی هزارساله از کوروش که تا مصر و جبل اطارق مجسمه ی او پیدا میشود و مجسمه ای با آن بزرگی که مشخص نیست و حیرت همگان را برانگیخت که چگونه تا آنجا رفته است اما به سادگی این مجسمه را از دست می دهیم !!،حال هم که پاسارگاد !

تصمیم گرفتم سایتی که در این مسئله گامی برداشته ،معرفی کنم و می توانید کلیپ های کوتاهی از این فیلم سرتاسر کذب ببینید و تصمیم آن با خودتان است اما اگر به پارسی بودن خود افتخار می کنید، می توانید در پستی فوقالعاده مخاطبان را دعوت به دیدن این سایت و امضاء طومار اقدام نمائید.

بنده  عکس هائی نیز برای اولین بار تنها در این وب برایتان قرار می دهم که صحنه های وحشی گرانه و ..هر آنچه توانسته اند با پشتیبانی مالی بزرگ برای ایرانیان انجام داده اند و با دیدن عکس ها که برای اولین بار در این وب دیده میشود و با دیدن تصاویری از فیلم در سایت زیر قضاوت با خودتان است.

کلیک کنید

اما نویسنده ی وب بی هویت  اینگونه می نویسد :

جنگ بين اسپارتيها و ايرانيان نكته‌هاي بسياري دارد و سازندگان فيلم سراسر دروغ ۳۰۰ حتي به كتاب خود هرودت هم نگاهي نينداخته‌اند. هرچند كه انديشمندان سبك نوشتار و نثر هرودت را با نثر كودكانه و بسيار ابتدائي مقايسه مي‌كنند، «مي‌گويند‌»هاي او همواره خواننده را آزار مي‌دهد. در اين جستار اندك همهء نكته‌ها را نمي‌شكافيم و تنها به يكي از آنان كه شمار سپاه لئونيداس است اشاره مي‌كنيم. هرودت سپاه ايران را بيش از ۵ ميليون نفر و شمار اسپارتيها را ۳۰۰ نفر عنوان مي‌كند. گذشته از اينكه سامان‌دهي ده هزار يا بيست هزار سپاهي چه اندازه دشوار است، شمار ۵ ميليون نفر تنها از ذهن كودكانه مي‌تواند سرچشمه گيرد! با اين حال مهمترين و بزرگترين پرسشي كه مطرح است چنين مي‌باشد:

اين چگونه جنگي بوده است كه تا اين اندازه اهميت داشته كه حتي پادشاه اسپارت، لئونيداس(Leonidas) نيز در آن شركت كرده و كشته شده است؟ چگونه ممكن است پادشاه كشوري، جنگي را بسيار با اهميت بداند و حتي خود را به كشتن دهد اما آن كشور تنها 300 نفر نيرو داشته باشد و هيچكس ديگري پادشاه را پشتيباني نكند؟

پس جمعيت سپاه لئونيداس نمي‌تواند چنين اندك باشد. وانگهي يونانيان بر خلاف آنچه غالبا نوشته مي‌شود در ترموپيل(Thermopylae) سيصد نفر نبوده‌اند بلكه 7400 نفر بوده‌اند. براي آگاهي بيشتر بنگريد به «دييودور» ، كتاب پانزدهم، فصل چهارم

در وب فرصتی دیگر برای عشق در پستی فوقالعاده می بینیم:

در هر 10 رپورتاژی که درباره ی ملتها،فرهنگها یا وقایع مهم تاریخی می سازند،شاید یکی از آنها مربوط به ایران باشد!! آن هم بسیار ناقص  کوتاه!!

تا به حال چند فیلم هالیودی درباره ی قهرمانان یونانی و رومی و حتی مصری ساخته شده است!!؟ قابل شمارش نیست!!

اما کوروش را که ناجی یهودان است و اولین پادشاهی بوده است که برابری اسنانها را به مردمش و همه مردم دنیا اعلام کرد را به دست فراموشی میسپارند!!

کوروشی که نامش در تورات هم هست و از او به عنوان پدر یهودیان نام برده شده است.تا کنون فیلمی درباره ی زرتشت ساخته شده است؟!!مدت زیادی از ساخت فیلم مبتذل و سراسر دروغ الکساندر نمی گذرد که فیلم 300 به بازار می آید!!

من نمی گویم که پادشاهان ما تمامًا انسان هایی شریف و عادلی بودند.هرگز! همانطور که اسکدر دیوانه  چنگیز جلاد ایرانمان را به خاک و خون کشیدند و کتابخانه ها را آتش زدند،خشایار و داریوش،نادر هم در یونان و هند جنایات کردند و مردم بی گناه را قتل عام کردند و کشورشان را غارت!

اما اگر از بدیهای یک سرزمین گفتیم عدالت ایجاب میکند که از خوبیهای آن هم صحبت کنیم.زمانی فیلم 300 با جاذبه های بصری اما کذب و دروغ را قبول کنیم که حداقل یک یا دو فیلم با ارزش درباره ی پارسیهای باستانی ساخته باشیم!!نه آنکه تمامًا هر چه گفتیم از نقاط منفی و ضعف آن باشد برای خرد کردن

در کلیپ های تصویری موجود در لینک زیر به روایت فیلم 300 ایرانیان وحشی و زشت هستند. چهره هایی مانند اورکها در ارباب حلقه ها و در برابرشان یونانیان متمدن دلاور و قهرمان جلوه داده شده اند.

!!http://300.azad-andish.com/video300.htm     

سخن من:

اما سینماگران ما خواب هستند ،انیماتور کارهای ما !!؟ نمی دانم چرا یک فیلم خوب برای  نشان دادن ایران باستان ساخته نشد!!و نشده است!!

عکس های این وب برای اولین بار است در وبی ایرانی گنجانده میشود ،شاید از نظر بصری و فنی زیبا باشد اما هر تصویر و مطلب زیبایی حقیقت نیست.

 

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 ساعت 18:22 |

تقدیم به ............

عشق لالایی بارون تو شباست

نم نم بارونه پشت شیشه هاست

لحظه شبنم و برگ گل یاس

لحظه رهایی پرندهاست

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی

تو خود عشقی که شوق موندنی

غم تلخ و گنگ شعرایه منی

وقتی دنیا درد بی حرفی داره

تویی که فریاد دردایه منی

دستایه تو خورشیدو نشون میدن

چشمایه بستمو بیدار می کنن

صدای بال پرندرو لبات

تو گوشام دوباره تکرار می کنن

زندگی وقتی که بیزاری باشه

روز و شبهاش همه تکراری باشه

شاید عشق برای بعضی عاشقا

لحظه بزرگ دیداری باشه

عشق لالایی بارون تو شباست

نم نم بارون پشت شیشه هاست

لحظه عزیز با تو بودنه

آخرین پناه موندنه منه

 

دوست دارم عزیزم

 

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در پنجشنبه دهم اسفند 1385 ساعت 17:54 |

آرزومند

 photo

من آرزومند دهانت هستم ، صدايت ، مويت

دور نشو
حتي براي يك روز
زيرا كه …
زيرا كه …
- چگونه بگويم –
يك روز زماني طولاني ست
براي انتظار من
چونان انتظار در ايستگاهي خالي
در حالي كه قطارها در جايي ديگر به خواب رفته اند !


تركم نكن
حتي براي ساعتی
چرا كه قطره هاي كوچك دلتنگي
به سوي هم خواهند دويد
و دود
به جستجوي آشيانه اي
در اندرون من انباشته مي شود
تا نفس بر قلب شكست خورده ام ببندد !


آه !
خدا نكند كه رد پايت بر ساحل محو شود
و پلكانت در خلا پرپر زنند !


حتي ثانيه اي تركم نكن ، دلبندترين !
چرا كه همان دم
آنقدر دور مي شوي
كه آواره جهان شوم ، سرگشته
تا بپرسم كه باز خواهي آمد
يا اينكه رهايم مي كني
تا بميرم !

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در پنجشنبه دهم اسفند 1385 ساعت 17:43 |

رنگ تولدت

بند،بند دلم پاره شد وقتی خبر رفتنت را دادند. دلبندم! تو كه می دانستی، به تازگی فرشته ام بار سفر بسته بود. آخــــر تو دیگر چـــرا ؟ نگفتی من، با این همه بی قراری چه كنم؟ نگفتی من، با این همه چشم انتظاری چه كنم؟

دنیا با این همه وسعت، برای تو و قلب مهربونت كوچك بود كه به ناگه پر كشیدی ؟
دنیا تحمل دستان پر صداقتت را نداشت ؟
دنیا تحمل چشمان پر سوالت را نداشت ؟
قرار نبود بار سفر بربندی! قرار نبود مرا با این همه سوال بی جواب تنها گذاری! قرار نبود چشم انتظاری را تا آخر برایم به ارمغان آوری!
از كه گله كنم؟ از روزگار؟ از تقدیر؟ و یا از آن جغد شومی كه نفهمیدم چه وقت بر زندگیمان سایه افكند؟

بیست و هشت روز است كه بی تابم! بیست و هشت روز است كه چشمانم به در است! به گمانم هنوزم در سفری! آخر در باورم نمی گنجد كه برای همیشه راهی سفر شده ای!
در باورم نمی گنجد كه تو را زیر تلی از خاك پنهان كردند!
ناله سردادم! گویا كسی نشنید. بردنت! بــــى رحمانه بردنت!
نگذاشتند كنارت بمانم! آخر اینها مگر نمی دانستند كه تو ، از تنهایی، از غربت گریزان بودی ؟!

رفتی و مسافری شدی در شبهای بی سحرم!
رفتی و مسافری شدی در وجود در به درم!

دنیای رنگ به رنگم كجاست؟ روزهای قشنگم كجاست؟ خنده های پرمهرت، چهره ی پرنورت، گرمای صدایت كجاست؟
چه برسرمان آمد؟ كه این چنین دنیایم تیره و تار شد؟!
...

به خاطر تولدت هجده شمع روشن می كنیم! می دانم كه خواهی آمد. درست مثل هجده سال پیش! خواهیم گریست! نه از سرشوق، به خاطر نبودنت، به خاطر بی قراری هایمان، به خاطر دلتنگی هایمان،...

از كجا می دانستم هدیه ام تنها سنگی سرد و سفید خواهد بود؟ از كجا می دانستم تو و دنیای آرزوهایت را به خاك خواهیم سپرد؟ از كجا می دانستم رنگ تولدت سیاه خواهد بود ؟ آخر از كجا می دانستم؟؟ از كـــجااا؟؟

دلبندم! نه خواندن توسل و یاسین ، تسكینم داد و نه ،خاك صبورم كرد.
به خاطر تولدت هجده شمع روشن می كنیم! و نبودنت را خواهیم گریست!

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در پنجشنبه دهم اسفند 1385 ساعت 17:30 |