تبليغاتX
بیا که قلبم محتاج توست
بیا که قلبم محتاج توست
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است ...
happy valentine s day
من تو را از کوچه های یاس
از شعله های سرد
از خانه های درد
از انزوای نور
در انتها یی دور
یافتم
با کوله باری از غرور
حال این منم
یک ساحربی سحر
یک بنده ی بی عبد
یک عاشق بی عشق
یک ماهی بی آب
در ساحل دریا
در عمق آن رویا
افتاده ام چون خار
با تو تو هم آنجا
باد آمدو آن خار
رفت از دیار یار
با پیچ و خم بسیار
رفت از کنار یار
|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 17:0 |

و لنتاین ایرانیان- ۲۹ بهمن 1385 و همه ساله:

سپندارمزد نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن اسفندگان برای گرامی داشت زنان نیکوکار برگزار میگردد . ایرانیان از دیر باز این روز را روز زن و روز مادر و در حالت کلی این روز را روز عشاق می نامیدند که امروزه متاسفانه بجز زرتشتیان ، دیگر هم میهنان روز مادر را برابر با تقویم تازی ( عربی ) و روز عشاق را برابر با تقویم میلادی ( ولنتاین ) جشن میگیرند .
بیایید از این سال با یک شاخه گل به مادر ، همسر و یا عشقمان از این روز پر شکوه و باستانی که یاد آور این است که ما ایرانیان همیشه در اکثر مسائل خود ریشه ای داشته ایم و نیازی به ریشه بیگانه نداریم ، پاسداری کنیم و در ترویج دوباره آن کوشا باشیم .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 16:46 |

نگات قشنگه وليكن يه كم عجيب و مبهمه
من از كجا شروع كنم دوست دارم يه عالمه
من و گذاشتي و بازم يه بار ديگه رفتي سفر
نمي دونم شايد سفر براي دردات مرهمه
تا وقتي اينجا بموني يه حالت عجيبيه
من چه جوري واست بگم بارون قشنگ و نم نمه
هواي رفتن كه كني واسه تو فرقي نداره
اما به جون اون چشات مرگ گلاي مريمه
آخرشم دق مي كنم تا من و دوست داشته باشي
مردن كه از عاشقيه يک دفعه نيست كه كم كمه
من نمي دونم تو چرا اينجور نگاهم مي كني
زير نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه
مي پرسم از چشماي تو ممكنه اينجا بموني ؟
مي خندي و جواب مي دي رفتن من مسلمه
برو به خاطر خودت اما به من قول بده
هرجاي دنيا كه بري ديگه نشو مال همه
رسمه كه لحظه ي سفر يادگاري به هم مي دن
قشنگ ترين هديه ي تو تو قلب من يه مشت غمه
شايد اين و بهم دادي كه هميشه با من باشه
حق با تو ،تو راست مي گي غمت هميشه پيشمه
ديدي گلا شب كه ميشه اشكاشونو رو پاک مي كنن
يادت باشه چشم منم هميشه غرق شبنمه
تو مي ري و اسم من و از رو دلت خط مي زني
اسم قشنگ تو ولي هميشه هرجا يادمه
چشماي روشنت يه كم كاش هواي من رو داشت
تنها توقعم فقط يه بار جواب ناممه

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 17:38 |

 

                

تاریک است تاریک تاریک

نوری نیست تا تو را ببینم تا عشقت را باور کنم تات تو را با تمام نشانه هایت بشناسم

ساکت است ساکت ساکت

صدایی نیست تا از تو بشنوم تا قلبم به تپش بیفتد

تا تو را با تمام وجود باور کنم

قلبم را میگویم که تاریک است و ساکت

 که خاموش است از نور و صدا

که دیگر تو را باور نخواهد کرد حتی در بلندترین آوا  و درخشنده ترین نور

                                        

 

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 17:36 |

شکولات بده یه بوس بدم!!!!!!

 

 
|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 14:29 |

Image hosting by TinyPic
دوست داشتن تو،                 Loving you is as natural

به سادگی دوست داشتن غروب،                        as loving sunsets

رنگین کمانها و بارانهای بهاری است،                rainbows and Aprill showers

چه،همه وهمه از زیبایی سرشارند.                 For they are all simply beautiful.

__Stephen Taff  
|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 14:23 |

میخوام عاشوراییش کنم ..........

السلام علی الحسین (ع) 

حسین جان عزاداریم

غم عشقت خریدارم

جهان پرشور و مات شد

همه دلها پر از غم شد

بیا با حضرت زهرا (س)

ببین ماه محرم شد

 

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 13:56 |

نزدیک تر بیا....

از این فاصله صدایم را نخواهی شنید!

روزی از من پرسیدی در دستم چه چیزی را مخفی کرده ام که آن طور با احتیاط راه میروم؟

برای اینکه حواست را پرت کنم از آن روز سریع تر راه رفتم!

می دانی چه شد؟....زمین خوردم.....حالا می خواهی بدانی در دستم چه داشتم؟

آری....می خواهم فریاد بزنم: آی ی ی قلبم م م م....

زمین خوردم قلبم پاره پاره شد......

فقط بخاطر تو.....!!!

 

 

 

اینجا خیلی سرد است.....تا قلبم احساس سرما می کنم!

بیا از این یخستان برویم....نمی خواهم قلبم را زمستان تسخیر کند!

دستانم را به سمت آسمان دراز میکنم.....خورشید هم در حال انجماد است....

بیا از اینجا برویم.....گاهی ناگهان خیلی زود دیر می شود!

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 13:41 |

اگه عشقم لایقت نیست بهم بگو

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

من واسه تو خیلی کمم

   

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 13:31 |

امشب ...
امشب از اون شبای دلتنگی و بارونیه                         مثل اون خاطره جدایی و شب دلتنگ جداییه

اشکا بی اومون می ریخت مثل بارون از آسمون           ناله می زد به آسمون دلم با صدای دلخراش بارون

دل سنگیه تو به زیر ، ناله من به آسمون                     دل نا صبور تو به غم دل من به خوناب جگر

درد تو ترس از جدایی ، آه و نفرین منه                       که بشه همدم سرنوشت شوم تو تا فردای دیگه

به همون نقطه تردید دلت سیاهی رو کشیدی رو سرم      منو دادی بی هدف به فردایی که نساختی تو باورم

من با یه دنیا عشق و محبت دل به دریای تو دادم            با یه دنیا التماس عشقت دل به رویای تو دادم

چی واسم نشون گذاشتی وقتی از من دل بریدی             یه قلب زخمی تنها وقتی جون از من بریدی

توی این دوری و درد چشم به راه تو دادم                   ولی افسوس که مهر منو به رقیبم دادی پیوند

اومدی پیغوم آوردی که نداری راه چاره                    تو محکوم به مرگ عشقی باید تو عشق من ببازی

من باید چکار میکردم که تو عشق تو نکردم              جز وفا  توی این دوری راهت بگو چیکار نکردم

حالا اومدی چی برام بدی به یادگاری                       خاطره و خیانتت بشه تو روزگارم از تو یادگاری

ولی عجب اشتباهی تو خودت محکوم به مرگی            واسه تاوان این عشق تو خودت آویزه دردی

دیگه چاره چی مونده منو دادی به باد عصیان              تو قمار باختن تو خودت رفتی به تاراج

هنوز موندم تنها، می سوزم با درد و غمها                  آتیش زدی به جونم تو باش سرگرم فردا

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩ شاعر مرده = Sae3d-d3vil ۩۞۩ در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 13:16 |